بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
501
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
يا در حوالى آن يا در كيسهء خصيه مىافتد و اين قسم اخير مخصوص بود بر حال و مطلق فتق از سه نوع بيرون نباشد يا غشاء با ريطون شگافته شود آنچه در درون آن محتبش بوده قبل از شق بعضى به دو درآيد و جاى گيرد در عقب مراق و يا در عقب پوست و اگر مراق و صفاق نيز شق شده باشد آن را فتق المراق گويند و با مجرى نهايت كه آن از كش ران از غايت تنگى واقعست در بالاى انثيين گشاده و چيزى از داخل آن بدان مجرى يا كش ران فرود آيد و شيب بريزد و آن را فتق الارمنه گويند و گاه بود كه اتساع زياده بود و بكيسه فرود آيد آن را فيله گويند و باشد كه مجرى كش ران و آن مجرى مذكور كه در داخل آن نهاده است بسببى لختى از هم بدرند و آنچه در داخل آن موضع محتبس بود لختى بدان گشادگى بكيسه خايه فرود آيد و آن را هم قيله داوره گويند و فتقى كه در پشت زهار يا بالاتر از ان افتد جمله از اصناف نوع اول باشند و موجب اين شگافته شدن غشا در مجارى نهايت آن اكثر دوالى بود كه بدان رسد بواسطه زورى كه صاحب آن كند و برداشتن چيزهاى گران يا از بلند فروجهد يا در هموارى جهيدنى محكم كند و يا آن بود كه از خارج كوفتى از ضربه يا سقط بدان رسد يا بخارجه دريده شود و پوست برويد و آن شگافته بماند و موجب گشاده شدن مجرى اغلب بسيار جهيدن نرم نرم بود ممتد جمله بر پرى شكم و مرور رطوبتى لغزاننده از طعام و آب و همچنينست با خفتن و دويدن بسيار و جماع كردن به قوت و غلبه مستلقى يا بر پهلو خفته و يا فريادهاى ممتد جمله بر پرى شكم و مرور رطوبتى لغزاننده يا بادى قوى تمديدكننده بران مجرى و آنچه بفتق اندر آيد يا شراب بود و او را اصناف قيله داوره و آنچه داخل آن روده يا ثرب و روده هر دو باشد يا بادى بود غليظ يا رطوبتى مائى يا دموى يا شير آن باشد آن را قبلة الماء گويند و بعضى اوره مطلق كه گويند اين را خوانند و اين فتق قيلة اكثر در يك جانب خصيه افتد و گاه باشد كه در هر دو از احتباس رودهاى باريك يا وضع در ان محل بسيار باشد كه اعراض ايلاوس از درد و كرب و قى برجيع و اشباه آن ظاهر گردد و ليكن بستن و حفظ كردن فتق اعالى آسانتر بود و مطلق فتق انسانى را علاج مشكل بود زيرا كه درست شدن پرده در درون بدير ميسر گردد و فتق پيران مردم خشك لاغر درست نشود و ريحى و مائى زودتر از ثرى و اعالى